بیجاده
امروز : دوشنبه 17 بهمن 1401 - ساعت 12:40
  • تاریخ انتشار : 3 مهر 1393
  • داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین…

    داستان عاشقانه بسیار زیبا و غمگین…

    …حتما بخونید… دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید […]

  • تاریخ انتشار : 2 شهریور 1393
  • داستان کوتاه: قربانی…

    داستان کوتاه: قربانی…

    هوا سرد بود،سوزناک و بیرحم.اما صورت محسن خیس عرق.عرق ترس،عرق شرم.در ماشین رو باز کرد و پیاده شد.پیر مرد افتاده بود روی آسفالت کف جاده.محسن هنوز باورش نشده بود که با صدوده کیلومتر سرعت زده به یه پیر مرد… .خیلی دستپاچه بود.قطره های باران هم خیسی صورت ناشی از عرقش رو،دو چندان کرده بود.سراسیمه پیرمرد […]

    کانال تلگرام ما