بیجاده
امروز : دوشنبه 10 بهمن 1401 - ساعت 01:33
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • پزشکی
  • روانشناسی
  • مد و آرایش
  • هنری
  • ورزشی
  • علمی
  • بازار
  • نسخه مخصوص دیگری برای فیات 500 معرفی شد

    نسخه مخصوص دیگری برای فیات 500 معرفی شد

    گروه بین الملل: یک نسخه مخصوص دیگر از فیات 500 این بار به نام Collezione Fall/Winter ادیشن در استرالیا معرفی شد.   به گزارش خبرخودرو، 500 Collezione Fall/Winter که از 1 اوت با قیمت 21990 دلار به فروش می رسد مبتنی بر مدل معرفی شده برای اروپا در اکتبر سال گذشته و الهام گرفته از […]

  • کتک‌کاری و سرقت دوچرخه گردشگرِآلمانی درشمال!

    کتک‌کاری و سرقت دوچرخه گردشگرِآلمانی درشمال!

    یک توریست آلمانی که با دوچرخه اقدام به سفر در ایران کرده بود، در استان مازندران مورد سرقت و ضرب‌وشتم از سوی تعدادی از اراذل و اوباش شهرستان نکا که گفته می‌شود در شرایط عادی نیز نبودند، قرار گرفت و دچار آسیب‌دیدگی نیز شد.   این توریست آلمانی در حالی مورد سرقت در ایران قرار […]

  • ممنوعیت شنا در دریای مازندران تا دو روز آینده

    ممنوعیت شنا در دریای مازندران تا دو روز آینده

    هواشناسی : تا 48 ساعت آینده شنا درآبهای ساحلی مازندران ممنوع است.   معاون توسعه و پیش بینی اداره کل هواشناسی مازندران در گفت و گو با خبرگزاری صداوسیما با اشاره به اینکه امروز تا دوشنبه 7 مرداد هوای مازندران، نیمه ابری ،گاهی ابری ،همراه با بارش پراکنده خواهد بود گفت: دریا نیز در این […]

  • تصویر رسمی سامسونگ Galaxy Note 10 Plus 5G فاش شد!

    تصویر رسمی سامسونگ Galaxy Note 10 Plus 5G فاش شد!

    سامسونگ در تاریخ 7 آگوست از گوشی های سری گلکسی نوت 10 رونمایی می کند. به تازگی تصویر رسمی گلکسی نوت 10 پلاس 5G لو رفته است.   سامسونگ امسال از گوشی های گلکسی نوت 10 و نوت 10 پلاس رونمایی می کند که البته این محصولات در نسخه های 4G و 5G روانه بازار […]

  • با کمک زانویتان برق تولید کنید!

    با کمک زانویتان برق تولید کنید!

    محققان زانوبندی سبک ابداع کرده اند که از حرکت زانو هنگام راه رفتن الکتریسیته تولید می کند. می توان از این الکتریسته برای تامین انرژی دستگاه های مانیتور سلامت استفاده کرد.   به گزارش مهر به نقل ازیورک آلرت، یک زانوبند سبک و جدید می‌تواند انرژی حرکت این مفصل بدن انسان را جمع آوری و […]

  • بازیکن جنجالی ایران به الاهلی پیوست + عکس

    بازیکن جنجالی ایران به الاهلی پیوست + عکس

    نشریه الرایه قطر مدعی شد که مدافع سابق استقلال با الاهلی قطر قرارداد امضا کرده است.   به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، نشریه «الرایه» قطر در چاپ امروز مدعی شد که روزه چشمی، مدافع سابق استقلال با الاهلی قرارداد امضا کرده است.   این نشریه قطری به مناسبت جذب هرنان پرز، مدافع پاراگوئه ای […]

  • راز قتل زن جوان در اتاقک سرایداری

    راز قتل زن جوان در اتاقک سرایداری

    سرایدار یک شرکت ساختمانی که به اتهام قتل همسرش در آمل تحت تعقیب بود، توسط مأموران گشت پلیس پایتخت دستگیر شد.   به گزارش مشرق، حدود 10 روز قبل یکی از کارگران شرکت بتن‌سازی در اطراف شهرستان آمل به اتاق سرایداری رفت تا کلید یکی از انبارها را از مرد نگهبان بگیرد اما ناگهان با […]

  •   
  • تاریخ انتشار: 31 شهریور 1393 | تعداد بازدید: 7702 بازدید | نویسنده: بیجاده
  • دسته بندی: رمان و داستان کوتاه عاشقانه , عاشقانه
  • bijade.com-roman-avaye-eshgh
    name نام رمان: آوای عشق
    writer نویسنده: Lovely
    pages تعداد صفحات: 277 صفحه
    size حجم فایل: 4.737 مگابایت

     

    این فایل زیپ شامل این کتاب به صورت چهار نوع فایل Pdf, Java-Parnian, Java-Ketabche, Android-Epub می باشد.

     

    برای دانلود روی عکس زیر کلیک کنید.
    download
    خلاصه داستان:
    دختری بچه لجباز و مغرور شیطونی که غرق دنیای اطرافشه و به جز خودش و شیطنتاش چیزی رو نمیبینه …

     

    پسری عاشق مغرور جدی و مرد ، پسری که هیچکس نگاه عاشقش رو نمیبینه شاید هم دیدن ولی نگاهش قابل درک نیست …

     

    پسرس که برای یک لجبازی عشقش رو پنهان میکنه ولی باز هم آثار اون عشق در تک تک رفتارش دیده میشه

     

    پسری که برای به دست آوردن عشقش با لجبازی شروع به کار کرد …

     

    قسمتی از متن رمان:
    – مـامــان…..مامـان…. خونه ایی؟؟

     

    – اره دختر بیا توی اتاقم.

     

    -اااااااااا.. مامان اینجا چیکار میکنی؟؟مامان من گشنمه الان شما باید توی اشپزخونه باشین نه اینجا جلوی میز ارایشتون.

     

    نگاه دلخوری به مامان کردم. مامان برگشت طرفمو سرشو رو به اسمون بلند کرد و گفت:ای خدا….میبینی؟۱۸ سال خون جگر بخور بچه بزرگ کن تر و خشکش کن اخرش چی شد؟؟ هیچی از مدرسه میاد خونه میگه ای وای چرا نشستی به خودت میرسی پاشو برو کلفتی مارو بکن. بعد روشو کرد طرف منو گفت:من مثلا تورو بزرگ کردم که کمک دستم باشی بشی عصای دستم نه این که بشینی سروری کنی اونجا.

     

    خدایا خندم گرفته بود مامانم همیشه همینجور بود اصلا غر زدن تو خونش بود ولی بازم من عاشقش بودم همیشم سر به سرش میذاشتم. رفتم طرفش خواستم بوسش کنم که هولم داد عقبو گفت: آوا میدونی که اگه بخوای با این لباسا و صورت کثیف بوسم کنی زندت نمیذارم. بعد پشت چشمی نازک کرد و گفت:حالا برو لباسای مدرستو عوض کن شاید بهت افتخار دادم که بیای و صورت بانویی چون منو بوس کنی.

     

    واقعا داشتم از خنده منفجر میشدم همچین این حرفارو با صدایی نازک و کشدار میگفت که از بس خودمو کنترل کرده بودم نزدیک بود خرابکاری کنم تو لباسام. خندیدم و عقب گرد کردم که برم بیرون ولی وسط راه یهو برگشتم و یه بوس محکم از لپاش گرفتم و دویدم بیرون. صدای جیغش پشت سرم بلند شد:اواا من تو یکی رو زنده نمیذارم. تو ناهار میخواستی دیگه اره؟بیا تا بهت ناهار خوردنو نشون بدم دختره…

     

    دیگه اومده بودم بالا توی اتاقم از بس خندیده بودم اشکم در اومده بود.سریع لباسامو عوض کردم و پریدم بیرون یه نگاه به نرده های چوبی کنار پله ها انداختم دلم میخواست مثل بچگی هام که من این بالا وایمیستادم و بابا اون پایین تا من برسم پایین نرده ها و منو بگیره بازم از نرده ها میرفتم نشستم روی نرده ها سر خوردم پایین از پیچ کوچولویی هم که داشت گذشتم اصلا پشت سرمو نمیدیدم چشمامو بسته بودم و میخندیدم اونم با صدای بلند وقتی حس کردم دارم به اخر راه نزدیک میشم خواستم بپرم پایین که یهو سوزش کمرم باعث شد از ترس و درد زیاد از ته حلقم جیغ بزنم …سریع اومدم پایین تو چشام اشک جمع شده بود.. وقتی به پشت سرم نگاه کردم دیدم مامانم با یه لخند بزرگ که تا لوزالمعدش پیدا بود ایستاده…تا اومدم دوباره یه جیغ بلند بزنم مامانم سریع دستشو گذاشت جلوی دهنم و رسما خفم کرد… با همون لبخند حرص درارش گفت:چیزی که عوض داره گله نداره که عزیزم…حرصم گرفته بود شدید عصبانی هم بودم ولی هیچی نتونستم بگم که اگه میگفتم درشت ترشو میشنفتم..پس لال موندم همینجور.. با حالت قهر رفتم و نشستم روی صندلی میز ناهار خوری… مامان بشقابمو برداشت و واسم برنج ریخت..

     

    – منتظر بابا نمیشیم؟؟

     

    مامان با اخم با نمکی گفت:نخیر جلو شکم شمارو نمیشه گرفت تو بخور من با بابات میخورم.

     

    خندیدم و شروع کردم به خوردن….

     

    منبع: 98ia.com

    کانال تلگرام ما